ایـن روزهــا….دروغ گفتــــن را خــــــوب یـاد گرفتــــــــــه امحــال مـ ــن خــــــــوب استخــوبِ خــوبفقـط زیــــاد تا قسمتــی هــــوای دلــ ــم طوفــــانیهمــراه با غبـــارهـای خستگـــــــــــــی ستو فکـر مـی کنـــمایـن روزهـــا…خــدا هـم از حـــرف هـای تکـــ ــراری مــ ــن خستـــه استچـه حــس مشتـرکـــی داریــم مــ ــن و خـــدااو…از حــرف هـای تکـــ ـــراری مــن خستـــه استو مـــن…از تکـــ
בستـہـایت را مشت
مـےڪنـــے و
میـڪَـویـــے :
ڪَـل یا پوچ؟؟
בلم آرام
مـے
ڪَـویـב:
✔ فقط
בست ہـایت ...
✔
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاظمیان
سلام بچه ها! اومدم با یه موضوع جدید و فوق العاده!! امروز 30 بهمنه ولی برگردیم به 3 روز قبل ینی 27 بهمن!! امروز چند شنبه
است؟چندم کدام ماه و چندم کدام سال است؟امروز چند سال از من می
گذرد؟و من چند ساله ام ؟چیزی به یاد نمی آورم جز
اینکهامروز اکنون است و اینجا زمین است و من به دنیا آمده
ام...
به رسم عادت: تولدم
مبارک
27 بهمن تولدمه !!
چه لطیف است حس آغازی دوباره ...
چه زیباست رسیدن دوب
آهاے همیشگے ترینم!تمام فعل هاے ماضے ام را ببر..چہ در گذر باشےچہ نباشےبراے من استمــــــــــــــــــــــــــــــــــــرارےخواهے بود..من هر لحظه تو را صرف مے کنم
برچسب: دلتنگم,
نویسنده: مهتاب کاظمیان


از حــدش که بگــذرد جایش را میدهـد به یک بیاعتنایی مـزمـن !
دیـــگـر مـهـم نـیـســت : بــــــــــودن یا نـبـــــــــودن ؛ دوست داشـتــن یا نـداشـتـــن
آنـچه اهـمـیـت دارد کــــشــــداری رخـوتـنـاک حسی است که،
دیگر تـو را به واکـنـش نمیکـشانــــد !
در آن لحظه فـقـط در سکوت غـرق می شـوی و نـگـاهـ میکـنی و نـگــــــــــاه…
برچسب: بگذرد,
نویسنده: مهتاب کاظمیان
وقتــ ــــی مــ ــرا "פֿــــانم" פֿـــ ــطاب میکنی مــــ ـــن!!من را منــ ـــی ک تا בیروز "عزیزه בلت" بوבم בرد בارב لعنــــــــ ــــــــتیב رב בارב بفهم !! مـَشـ‗__‗ـروب خـورבَم ...سیـگـ‗__‗ـآر کـشـ‗__‗ـבَم ...لبـآس تـَنـ‗__‗ـگ و کـ‗__‗ـوتـآه پـوشیـ‗__‗ـבَم ...چـِ‗__‗ـرآ בیـگـ‗__‗ـر בَعـ‗__‗ـوآیـَ ـم نمـیکـُنـے لـَعـنـَ‗__‗ـتـے...؟!هـَنـ‗__‗ـوز
برچسب: تنها,
نویسنده: مهتاب کاظمیان
به سلامتی اونایی که
هر چی شکستن، دل نشکستن . . .
به سلامتی اون سوال هایی که
پرسیده نمی شن
ولی جوابشون بغض میشه تو دل آدم
به سلامتی اونایی که هم دل دارن و هم
معرفت
اما کسی رو ندارن !
سلامتیه اونایی که جای
اعتقاد به بهشت
و جهنم و اون دنیا ، به یه کم انسانیت
توی
این دنیا معتقد هستند
به سلامتی اونایی که هیچوقت سختی
مرد
بودن رو با راحتی نامردی عوض
نمیکنن !
سلامتیه همه اون
آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب با صد هزار نزهت و آرایش عجیببهار طبیعت از راه می رسد و صحنه ی جهان آیینه نمای قدرت خداوندیمی گردد.فرا رسیدن فصل شادی بخش و نشاط آور بهاران و حیات دوباره ی زمین کهنشانه ای از قدرت و رحمت الهی است را به حضور محبت ظهور شما وخانواده ی محترمتان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
برچسب: مبارک,
نویسنده: مهتاب کاظمیان
زینب خانم تولدت مبارک
بچه ها بدویید بیاید ادامه مطلب جشن تولد داریم!
برچسب: بههههمنتولدم,مبارک,
نویسنده: مهتاب کاظمیان
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شدهفکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنمباور نمیکنم اینک بی توامکاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیریکاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینیتا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنمدر حسرت چ
برچسب: تنگه,
نویسنده: مهتاب کاظمیان
سلام دوستای خوبم به وبلاگ خودتون خوش اومدین....
همه ی تلاشم رو میکنم که از تایمی که برای دیدن وبم میزارید خرسند باشید و لذت ببرید.
منو با نظراتتون همراهی کنید..
دوست همیشگی شما الناز
..........................................................................
جهت ثبت سفارش تبلیغات در بخش پست ثابت نیز میتوانید به بخش "نظرات همین پست" مراجعه فرمایید.
تا با شما ارتباط برقرار کنم.
با تشکر.مدیریت وبلاگ
ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ شکرانه ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ،
ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺯﻧﺪگی ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ،
پایان آدمیزاد،نه رفتن یار است،نه تنهایی،
آدمی آن هنگام تمام میشود که دلش پیرمیشود
به لبخندتان اجازه دهید
تا دنیایتان را تغییر دهد.
ولی به دنیایتان اجازه ندهید
که لبخندتان را تغییر دهد...
به خاطر بسپار ...
زندگی بدون چالش،
مزرعه بدون حاصل است،
تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد،
مرغ است،
زندگی ما با " تولد" شروع نمی
من گیر توام نگیر اشتباه و
دست من نیستسمت تو که میره پاهام
پشتتم همیشه گفتم تو خوبی
با اینکه خیلی وقته دیگه خوب نبودی باهاممن همیشه تنهام با دردم
چشم بسته میرم تا آخرش با قلبمخسته میشم ولی ادامه میدم
بیخیال اینکه با خودم چیکار میکردمسر بهم نزدی یعنی نمیخوادم
مگه دیگه چقدر میکشه یه آدممیخواستی برگردی برگشته بودی
دیگه چقدر به بودنت امید میدادمکلی حس بد داده بودی
میگیم عیب نداره رد داده بودیهرچ
عوارض و خطرات قورت دادن آدامس
شاید برای همه ما پیش آمده باشد که آدامسی را قورت داده باشیم و در مورد عوارض خطرناک آن نگران باشیم ؟! در این مقاله میخواهیم نظر پزشکان در مورد این مسئله را بررسی کنیم.
جویدن آدامساز عاداتی است که بسیاری از افراد دارند. با ورود انواع و اقسام طعم ها و مزه های آدامس، میزان مصرف آن در میان افراد افزایش هم پیدا کرده. همیشه این هراس وجود داشته که وقتی ناگهان و به طور غیر عم
زﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩ ..ﺯﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻓﻬﻤﯿﺪ ..ﺯﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﻨﺎﺧﺖ ..ﺯﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩ ..ﺯﻥ ﺭﺍ ﺣﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ ..ﺯﻥ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻋﻤﯿـــــــﻖ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺖ .......
گاهى براى روزهاى تلخِ بى حوصلگى
یک بوسه،
بوى خوش یک پیراهن،
و یا شنیدن یک دوستت دارم ساده
یک جور خوبى
حال آدم را عوض مى کند ...
و اینطور آدم مى فهمد
لذت دنیا
داشتنِ کسى ست
که دوست داشتن را بلد است...
مهربان باش؛
شاید مهر تو